دِت

یعنی دختر

 یکی از عادت های من اینه که در مواقع مواجه شدن با مشکلات (اگه نگم همیشه باید بگم در بیشتر موارد) کمتر به این فکر میکنم که " اگه فلان کار رو میکردم اینطوری نمیشد " ، " اگه فلان راه رو میرفتم بهتر بود " ، " اگه فلان اتفاق پیش میومد بهمان میشد " و ...

و چون خودم تلاش میکنم اینطوری رفتار نکنم،از دیگران هم متقابلا انتظار همین رفتار رو دارم که البته در بیشتر مواقع این انتظار براورده نمیشه و تنها به آرزویی تبدیل میشه.

این مشکل میتونه هر چیزی باشه.از مریضی و تصادف و خرابکاری گرفته تا موارد ریز و جزئی یا حتی یه انتخاب اشتباه توی زندگی.

من به جای اینکه بشینم و برای " اگه " ها غصه بخورم ، دوست دارم توی اون لحظه دنبال یه راه حل برای برطرف شدن یا فرار از اون مشکل (حتی برای چند دقیقه ) باشم و وقتی خودم و ذهنم به اندازه کافی از اون مشکل فاصله گرفتیم بشینم و به باید و نباید ها و اگه ها فکر کنم و راه درست تر رو انتخاب کنم.

چون فکر میکنم غصه خوردن تو اون لحظه نه تنها چیزی رو درست نمیکنه بلکه زمان درگیر بودن با اون مشکل رو هم افزایش میده.

این برای من راه حل خوبیه ... البته اگه بشه همیشه این روش رو پیش گرفت!!!

 

پ.ن1: خوبه که هنوز این گوشه دنج برای منه.

پ.ن2: از آخرین باری که اینجا بودم مدت زیادی میگذره و خیلی چیزا عوض شده.بزرگترینش اخلاق مجازی من!

من اون آدم قبل با رفتارهای قبل نیستم.یعنی نمیخوام باشم.

پ.ن3: یه سری کامنت تو این مدت داشتم که به کسایی که "خودشون" آدرسشون رو بهم داده بودن،جواب دادم.اگه جوابم رو ندیدن یا تقصیر خودشونه یا برن یقه بلاگفا رو بگیرن.

پ.ن4: آدم های قدیم!!! ... نیستند ... منم همینطور !

پ.ن5: به لطف! بلاگفا یه سری از پست هام حذف شده.یه سری از نظرها هم متقابلا حذف شدن.که گویا تو این مورد خاص بلاگفا میخواسته یه حالی به من بده چون دقیقا میدونسته کدوم خاطرات حالم رو بد میکنه، پس اونا رو پاک کرده و منم به فال نیک میگیرم.از اون طرف،تمام پست ها رو از ثبت موقت درآورده که من مجبور شدم دوباره برم تک تک موقتشون کنم و یه خاطراتی برام تکرار بشه.باورم نمیشه از یه سری از اتفاقات! سه سال گذشته باشه.بلاگفا با من چند چندی؟

 

تـآریـخْ‌ یکشنبه هشتم آذر ۱۳۹۴سـآعَـت 18:51 نویسَـنـْ‌ده lili| |



قـالـِبْ‌ هاے ژانْدارڪْ