دِت

یعنی دختر

چند وقت پیش داشتم به این موضوع فکر می‌کردم که اگه یه روزی دیگه توی این دنیا نباشم، دوست‌هایی که فقط در دنیای مجازی باهاشون در ارتباطم چطور خبردار میشن؟

دیدم خب توی اینستاگرام یه چند نفری هستن که در عالم حقیقی هم گاهی از هم خبر داریم و اونا حداقل یه خبری به بقیه میدن.

فیس بوک هم که هیچی...

یاد اینجا افتادم

کسی از وجود اینجا خبر نداره

پس نمیتونه بیاد بگه "آی مردم... فلانی دیگه نیست!"

پس کسی اینجا متوجه نمیشه.

بعد یهو به خودم اومدم که آخه دختر! اصلا کسی اینجا نیست که تو رو بشناسه و براش مهم باشه.

در نتیجه خیالم از بابت اینجا هم راحت شد.

گویا من اصلا برای نگران بودن زاده شدم

برای بعدش هم باید از الان نگران باشم.

گرفتاری شدیم...

تـآریـخْ‌ چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱سـآعَـت 18:46 نویسَـنـْ‌ده lili| |



چند وقتی هست دلم میخواد آدم‌ها رو بغل کنم.

نمی‌دونم این حس از کجا میاد ولی فکر می‌کنم بغل کردن مثل یه جور "تراپی" میمونه؛ هم برای کسی که در آغوش گرفته میشه و هم برای کسی که در آغوش می‌گیره. آدم احساس آرامش و امنیت و امن بودن میکنه.

آره من چند وقتی هست برام فرقی نداره طرف مقابلم چند سالشه، غریبه است یا آشنا، دوست هست یا فامیل، من فقط دلم میخواد بغلش کنم؛ شاید برای چند لحظه هم که شده هر دو کمی آروم شدیم.

بغل خوبه

همدیگه رو بغل کنید!

تـآریـخْ‌ شنبه سوم دی ۱۴۰۱سـآعَـت 13:1 نویسَـنـْ‌ده lili| |



قـالـِبْ‌ هاے ژانْدارڪْ